دیروز، امروز، فردا

دیروز

یك نما از شیرگاهدیروز، همین چهارشنبه، از تهران اومدم شیرگاه. تو این مدت بعضی از بچه های دانشگاه خواستند تو وبلاگم از زیبایی های شهرم بنویسم و عكس بذارم.

امروز

امروز، پنج شنبه، در شهر ما هم جمعیت خوبی گرد هم جمع شده بود به نام زیبای بسیج. نامی كه می شناسیم و به آن افتخار می كنیم. ای كاش همه ما بسیجیان، بسیجی باشیم. حماسه ماندگار بسیج كه حقیقتی شبیه افسانه  هاست.

فردا

فردا جمعه است.

نماز جمعه كه همیشه بوده البته از سال 1383. همیشه خیلی از دوستان دوران تحصیل رو تو نماز می بینیم. همین طور معلمها و ...

دعای عرفه هم فرصت بی نظیر خداوند است به من و تو هم فرداست. راستی از این فرصتها قرار نیست استفاده كنیم؟ فرصتها چون ابر در گذرند. ساعت سه بعد از ظهر می بینمتان،‌هم شهری ها!

بسیجی واقعی ، همت بود و باكری!

شهدا را همه دوست دارند! حتی براندازها هم شعار می دادند. شهادت قسمت ما می شد ای كاش. شهید طهماسبقلی اسلامی، شهید امامقلی اسلامی، شهید بهروز براری، شهید یدالله رسولی، شهید محمدیار تقی زاده. اینها پنج شهید روستای كلیج خیل شیرگاه هستند كه امسال برای ششمین سال متوالی برایشان یادواره گرفته می شود و حداقل سالی یك روز چند ساعت در یك برنامه سخنرانی به بهانه آنها، یادی از شهدا می شود.
(جمعه ساعت 2، مسجد جامع روستای كلیج خیل شیرگاه، با سخنرانی حجت الاسلام معلمی نماینده مجلس خبرگان و امام جمعه قائمشهر، می بینمتان همشهری ها)